X
تبلیغات
رادیو جوانگـــــی
"رادیــو جـوانـی که دوست داریـم"
سلام دوستانــــــ

راستش من بخاطر کنکور نمیرسم رادیو گوش کنم ،

و بدین ترتیب نمیرسم این وب رو با موضوع رادیو ب روز کنم!

اما قول میدم اینجا رو ترک نکنم...

واگه موضوعی مرتبط با رادیو باشه حتما اطلاع میدم...!

"مهرنوش"

یا علی

+تاریخ پنجشنبه چهارم آبان 1391ساعت 10:13 قبل از ظهر نویسنده |


 

برای شنیده شدن

برای جوانه زدن

 

در کنار بهترین ها...

جوانه بزن

 

میهمانی جوانه ها...

در راه است

 

            اختتامیه دومین جشنواره جوان و رادیو

                        جــــــــــــــــــوانه

 

                                          شما هم دعوتید...

 

                                                 تهران  ۳۰مهر ماه  ۱۳۹۱

                                  تقاطع بزرگراه شهید همت و شهید چمران

               دانشگاه علوم پزشکی تهران٬سالن بین المللی همایش های رازی


خوش بگذره...

فاطمه مهدی نژاد

+تاریخ سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391ساعت 1:9 بعد از ظهر نویسنده |


 

به نام خدایی که مونس لحظه لحظه ی زندگی ماست

سلام به تمام اهالی مهربون و دوست داشتنی رادیو جوانگی...ما اومدیم !

 

زمان در خواب و دریا قصه پرداز...خیالم در بلندی های پرواز...زتلخی های پایان،

می رسیدم...به شیرینِ شگفتی های اغاز...

به نام خدایی که در همین حوالی ست...

رادیو جوانگی های گلــ....سلاملـِـیکُـم !

خوب و خوش و سلامت هستین؟

بلـــــــــــــه(!)

خوش میگذره؟

بلــــــــــــــــــــه(!)

من فاطمه مهدی نژاد هستم و امیدوارم لحظات شادی رو برای شما عزیزان رقم بزنیم،

بنده هم مهرنوش توکلی هستم و امروز قراره حسابی بهتون خوش بگذره...

اینو مطمئن باشید ! بنده تضمین میکنم !!

.

برو بچه های رادیو جوانگی...اینجا در مصلای تهران،محل برگزاری ششمین نمایشگاه

بین المللی رسانه های دیجیتال هستن،خیلی خیلی خوشحال میشیم که شما هم به غرفه

رادیو جوان تشریف بیارید تا هم شما عوامل رو از نزدیک ببینید و هم ما ، روی ماه شما

رو ببینیم.

پس زود پاشین بیاین...ما منتظریما !

.

.

اصل برنامه امروز اینه که ما از تمام کسایی که اینجا هستن،میخوایم رادیو جوانگی رو

به سلیقه خودشون برای ما تبلیغ کنن

به اصطلاح رادیویی برای ما فی البداهه یه انونس بسازید !

اره دقیقا

یکی از حضار:جایــــزه هم داره؟

بلــــــه ، جایزه هم داره...اونم چه جایزه ای ! معرفی میشید به باشگاه رادیویی جوان ،

باهاتون تماس میگیرن وحالا کلیه کارهایی که باید برای ورود به باشگاه انجام بدین رو

بهتون میگن.

خانوم مهدی نژاد چطوره به دوستامون یه فرصتی بدیم تا انونس هاشون رو بسازن،

بعد دونه دونه بیان تو میدون ، تا ببینیم اخر سر کی گوی ورود به باشگاه رو مال

خودش میکنه ! {باخنده}

بله حتما !

.

[یک موسیقی شاد به انتخاب خودتون]

.

الان جلوی غرفه رادیو جوان یه کوچولویی وایساده که یه لباس قرمز خوشگل پوشیده

و میخواد یه چند لحظه ای کنار ما باشه و با ما صحبت کنه...

سلام عزیزم...حالت خوبه؟

سلام...اره خوبم !

با کی اومدی نمایشگاه؟

با مامانم

تا حالا رادیو جوان رو گوش دادی؟

اره...مامانم هر وقت گوش میده منم بعضی وقتاش گوش میدم

چه برنامه هایی رو دوست داری؟

برنامه هایی که برا بچه هاست...برنامه های رادیو برا من مناسب نیست !

اگه برنامه کودک داشته باشین خیلی خوب میشه...

حتما...ایشالله که همکارای عزیز برنامه سازمون هم یه فکری برای این بچه های گل و

دوست داشتنیمون بکنن.

خب...کاری با ما داری؟چیز دیگه ای میخوای بگی؟

نه ممنونم از شما و شما...خدافظ

خواهش میکنم...خداحافظ گلم

تشویــــــــــق

[صدای تشویق حضار]

.

.

کم کم بریم سراغ برنامه سازای اینده !

انونس سازا دستــا بالا...

فقط همین؟

یعنی همین 3 نفرن؟!

نه شد 4 نفر !

اشکال نداره...ایشالله کم کم به جمع دوستامون اضافه میشه.

خودتونو معرفی می کنید؟

با عرض سلام...محمد دانایی هستم

اقای دانایی ، خیلی شاد و پرانرژی...بفرمایید

بله...چشم

 

برنامه ای که پیر و جوان نمی شناسد

برنامه ای ست برای همه

جوانی می کنید...همیشه...با

رادیو جوانگی

شنبه ها ، دوشنبه ها ، چهارشنبه ها...17:30 الی 18:30

موج F.M...ردیف رادیو جوانی ها ٬ 88 مگاهرتز

رادیو جوانگی

تشویق بلنــــد

[صدای سوت و هورا و تشویق حاضران]

خب نفر بعد

خودتونو معرفی می کنید؟

سلام عرض میکنم خدمت شما و تمام حضار...صبا ساداتی هستم

بفرمایید خواهش میکنم...

 

بیندیش

به پروانه ای که ازادانه به این سو و ان سو می رود

همچون پروانه که برای خود پروانگی می کند

تو هم جوان باش و جوانگی کن با...

رادیو جوانگی

هر شنبه ، هر دوشنبه ، هر چهارشنبه

ساعت 17:30 الی 18:30

موج برتر...ردیف 88 مگاهرتز... رادیوجوان

تشویقشون نمی کنید؟

حتمــاً

[تشـــویق و هــــوراااااااا]

بلــــه...الان کار مشترک داریم...2 نفر قراره با هم اجرا کنن ، درسته؟

بله

بسیار هم عالی ، می شنویم  و در عین حال...می بینیم [با خنده]

 

داری چی گوش میدی؟

خب معلومه...رادیو دیگه !

چه رادیویی؟

جواااااااان

اسم برنامش چیه؟

رادیو جوانگی...اگه بدونی چه برنامه باحالیه...روح ادم تازه میشه !

چند شنبه هاست؟...چه ساعتیه؟

شنبه ، دوشنبه ، چهارشنبه...ساعت 5/5 تا 5/6 بعد از ظهر

جوونی کنید...تا همیشه...با رادیو جوانگی

به به ! به افتخارشون...

[تشــــویقـــــ]

خودتونو معرفی نکردید!

من نوید نادری هستم...منم امیر مصیبی هستم

الان کار سخت شد...چون همه انونس ها خیلی خلاقانه و عالی بود٬ما یه کار می کنیم...

از دوستان حاضر میخوایم که با تشویقاشون به این عزیزان رای بدن!

پس دستــا اماده...!

اول اقای محمد دانایی

[تــــشویـــــقــــــ]

خانوم صبا ساداتی

[تــــشویـــــقــــــ]

و در اخر هم اقایان ، نوید نادری و امیر مصیبی

[تــــشویـــــقــــــ]

بلـــه از تشویقا مشخص شد که برنامه ساز و همچنین همکار اینده ما

کسی نیست...جــــز...

خانوم صبا ساداتی

بازم به افتخارشون...

دست گل همه دوستان درد نکنه به خصوص خانوم صبا ساداتی.

تبریک میگم خانوم ساداتی...الان چه حسی دارید؟

والا نمیدونم چی بگم...خیلی خوشحالم...اصلا باورم نمیشه!

من اگه تو همچین موقعیتی،همچین جایزه ای نصیبم میشد از خوشحالی

بال درمیاوردم [باخنده]

ایشاالله در تمام مراحل زندگی موفق باشید...

ممنونم از شما و خانوم توکلی بابت این فرصتی که در اختیار ما قرار دادید...

 

.

[یک موسیقی شاد به انتخاب خودتون]

.

تهیه کنندمون داره اشاره میکنه که کم کم داره وقتمون به پایان میرسه...

متشکریم از تمام عزیزانی که این یک ساعت ما رو تحمل کردن و با شور و نشاطشون

ما رو هم به وجد اوردن...ما که خیلی کیف کردیم !

و ممنونیم از تمام دوستانی که اینجا نبودن و فقط ما رو از پای رادیوهاشون

همراهی کردن.

من به همراه همکار عزیزم مهرنوش توکلی و این گروه کاری باهاتون خداحافظی

می کنیم

خدانگهدار

نگاه حق،نگهدارتون


مجریان:فاطمه مهدی نژاد٬مهرنوش توکلی

نویسنده و سردبیر:فاطمه مهدی نژاد

تهیه کننده:فرنوش مهدی نژاد

+تاریخ چهارشنبه نوزدهم مهر 1391ساعت 5:30 بعد از ظهر نویسنده |


 

منتظر این برنامه شادانه از رادیو جوانگی باشید...

مجری و سردبیر برنامه:مهرنوش توکلی

نویسنده:فاطمه مهدی نژاد

تهیه کننده:فرنوش مهدی نژاد


برچسب‌ها: شروعی دوباره
+تاریخ شنبه پانزدهم مهر 1391ساعت 11:24 قبل از ظهر نویسنده |


رادیو جوانی که دوست دارم

رادیو جوانی که دوست دارم

این همان موجی هست که من دوست دارم

موجی که اینقدر آرمش بخش است

موجی که همواره پرتلاطم , به راه خود ادامه میدهد

در این هیاهوی بسیار در شهر

فقط این موجی ایست که مرا به جوانی تشویق میکند

و من او را به رادیو جوان تشبیه میکنم


" مهرنوش توکلی"

+تاریخ یکشنبه دوم مهر 1391ساعت 9:11 بعد از ظهر نویسنده |


 

به صورت خیلی اتفاقی تیزر جشنواره جوانه رو از یکی از شبکه های تلویزیون دیدم،

اون موقع نزدیک به 3 ماه بود که به صورت جدی رادیو جوان رو گوش میدادم و تقریبا

با مضمون برنامه ها اشنا شده بودم و میخواستم به یه طریقی یه کار رادیویی انجام بدم

که مطمئنم،این خواست خدا بود که با جشنواره جوانه اشنا شدم.

سری به سایت جوانه فستیوال زدم و فهمیدم که امسال دومین سالی هست که این جشنواره

داره برگزار میشه.

اما اون چیزی که بیشتر منو به سمت خودش کشید این بود که تندیس جشنواره اول،در دستان

یک دختر 12ساله جای گرفته و همین موضوع باعث شد که با هم و در کنار هم،جوانگی رو

راه بندازیم،جوانگی ای که حرفش با حرف جوانه تو یه مسیر بود و هست:

"جوانی کن تا همیشه"

تلاش ما بر این بود که رادیو جوانگیِ دوست داشتنیمون رو به رشته تحریر در بیاریم

و با تجربه و بار علمی اندکی که داریم یک برنامه مقبول رو به همراهان عزیزمون ارائه کنیم.

جا داره که تشکر کنم از خانوم نرگس فتحی عزیز که مثل یک یار با وفا به نوعی وب ما رو

همراهی و به قولی پشتیبانی میکردن،نکاتی که بهمون میگفتن واقعا سازنده بود.

و همچنین متشکرم از خانوم مژده لواسانی نازنین که گاهی اوقات که در زمینه رادیو برای ما

سوالی پیش می اومد،ایشون پاسخ گوی پرسش های ما بودن ودر نهایت تشکرم از جشنواره

جوانه ست که این فرصت رو در اختیار ما،صداهای نو و کم اوازه قرار داد تا ثابت کنیم

میخواهیم باشیم و به اقیانوس صداها بپیوندیم... .

 

                      جوان همواره نامت جاودانه

                                                            جوانی کن همیشه با جوانه

 

                         

فاطمه مهدی نژاد

             

+تاریخ جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 1:30 بعد از ظهر نویسنده |


 

 

این یک برنامه کاملا گزارشی ست !

 

به نام خداوند رحمان و رحیم

سلام عرض میکنم خدمت شما همراهان و دوستان همیشگی  رادیو جوانگی

به قول فاطمه مهدی نژاد عزیز: روز و روزگارتون ایشالله که خوش!

بنده نادره جلادت هستم،گزارشگر افتخاری رادیو جوانگی،از این بابت میگم افتخاری

چون سعادت این رو داشتم که اخرین برنامه رادیو جوانگی رو من تهیه بکنم.

قراره که تو این برنامه گزارشی بریم سراغ تک تک عوامل رادیو جوانگی، دقایقی باهاشون

هم صحبت بشیم و ببینیم که این ایده برنامه از کی و کجا شکل گرفت،موضوعات برنامه

چطوری مشخص میشد و ایا این موضوعات برای هدف خاصی طراحی میشد یا نه !

خلاصه اینکه مثل همیشه ما رو همراهی کنید...

 .

 .

همین اول کار رفتیم سراغ یکی از نویسنده های برنامه که به قول خودش: کم بوده اما خوب بوده!

خانوم محیا حاتمی

-سلام خانوم حاتمی...خوب و خوش هستین ایشالله؟

سلام به شما خانوم جلادت عزیز و تمام رفقای گل رادیو جوانگی!

ایشالله که حالشون خوبه...

 بعضی وقتا هس که تو یه جمعی حضورت نا محسوسه

ولی تو این حضور کم هم ٬ بهت خوش میگذره و حال دلت خوبه

حس من به رادیو جوانگی اینه

کاش فرصت داشتمو بیشتر بودم پیشتون

به امید سلامی دیگر...خداحافظ

 

اینجا...در کنار من یک بانویی ایستاده که همین اواخر به تیم جوانگی پیوست...

فرنوش مهدی نژاد ، مجددا سلام !

من هم مجدد سلام عرض میکنم خدمت شما خانوم جلادت عزیز و تمام همراهان

رادیو جوانگی،امیدوارم که در تمام لحظات،ایام به کامشون باشه !

-خانوم مهدی نژاد اگه بخواین به صورت خلاصه وار،وظایف تهیه کننده رو در رادیو جوانگی

به صورت کلی بگید،چطوری تعریفش می کنید؟

اگه بخوام به صورت کلی بگم،تهیه کننده مدیر برنامه ست،برنامه رو از این نظر که گوینده

چطوری متنشو بخونه هماهنگ میکنه و این که موضوع برنامه تو چه مسیری جلو بره رو

مشخص میکنه.

-چی شد که به رادیو جوانگی پیوستید؟

والا من به پیشنهاد خواهرم،فاطمه مهدی نژاد،وارد این گروه شدم.زمانی که فاطمه سردبیر

بود و موضوع برنامه رو تعیین میکرد،من خودم به صورت پیشنهادی بهش می گفتم که

اگه قالب برنامه اینجوری باشه بهتره ! این شد که یه روز فاطمه به من پیشنهاد تهیه کنندگی

رو داد و من با کمال میل قبول کردم !

-حس خوبی بود همراهی با این گروه...حالا هر چند کوتاه؟

این همراهی یکی از تجربه های قشنگ زندگی من بود و ما در کنار هم اونقدر صمیمی بودیم

که گذر زمان رو اصلا حس نمیکردیم !

-ممنونم از این که یه چند دقیقه ای با ما همکلام شدین...

منم ممنونم از شما...ایشالله که همیشه مثل الان قبراق و سرحال باشین !

 

لیلا میرزایی عزیز...سلام !

من هم سلام میکنم به تو نادره عزیز و یه سلام جوانانه به تمام دوستان رادیو جوانگی...

امیدوارم هر کجا هستید سالم و سلامت باشید !

-لیلاجان میخوام بدونم چه حسی داشتی از اینکه اینقدر پیشنهادت مورد توجه قرار بگیره و

درمورد همین پیشنهاد با خودت صحبت بشه؟

حس خیلی خوبی داشتم...حس رضایتمندی ! اینکه بتونم یکی از باورامو که از ته دل بهش

ایمان دارم به مردم بشناسونم و بهشون بگم که کودک درون بر خلاف ظاهرش خیلی چیز

مهمیه ، با وجود اینکه خیلی کم،در موردش صحبت میشه !

در ضمن اون برنامه واقعا یه ایده ی نویی بود که در مورد درخواست یه نفر،با خود اون

شخص در مورد اون خواسته صحبت بشه !

-ممنون از اینکه وقتتو در اختیار ما قرار دادی!

منم ممنونم از شما...افتخاری بود که نصیب من شد.

 

به به ! مهرنوش توکلی دوست داشتنی ، میکروفون در اختیار شما...

من از آن دسته افرادِ وایدی هستم و بدین جهت همیشه عوامل موفقیت من در عرصه هنر٬

دوستان و در عرصه زندگی خانواده ام بودن!!!

در این مدت به این موضوع پی بــــــُــردم که افکار جالبی درون تموم جوون های ایرانی

 هست...فقط باید عامل ، محرک و انرژی فعال سازی باشه تا این ها ایده های خودشون رو

بیان کنن!

در ابتدا از عوامل رادیو جوان متشکرم

و در انتها از فاطمه عزیز که منو به راهی سوق داد که استعداد نهفته درون خودمو

کشف کنم.

امید دارم بعد از کنکور این استعداد کشف شده رو پرورشش بدم و برای این کره خاکی

و مردمانش شــــــــــادی افرین باشم.

و دیگـــــــــــر هیچ  {با خنده}

حتمن به اینجا میام و حتمن این وب به روز خواهد شد حتی اگر در جشنواره

 رتبه ای کسب نکنه...

قصد خودستایی نداشتم پس چنین برداشتی نکنید، من کوچیک همه بزرگان و

بزرگواران و دوستان هستم...

 در پناه مولا....یا علی

 

و در نهایت،فاطمه مهدی نژاد نازنین با شما صحبت میکنه:

ممنونم از تو نادره عزیز و زحمتی که بابت این برنامه میکشی...

 عرض سلام دارم خدمت تمام رفیقای گلمون ، اون جمله معروف همیشگی :

همراهان همیشگی رادیو جوانگی ! ایشالله که خوب و خوش و سلامت باشن.

والا نمیدونم از کجا شروع کنم...الان که دارم فکر میکنم می بینم که خیلی سریع گذشت.

از وقتی که جشنواره کار خودشو شروع کرد تا الان که دیگه روزای اخره !

رادیو جوانگی برای هممون یه تجربه نو و تازه بود از همه مهم تر فهمیدیم که بچه های رادیو

چه میکشن {با خنده} اما عشق و علاقه ای که ما داریم و اونا دارن باعث میشه که خستگی،

زیاد روشون فشار نیاره !

به هر حال اگر بار گران بودیم،رفتیم....اگر نامهربان بودیم،که انصافا نبودیم،رفتیم !

امیدوارم که این خداحافظی مقدمه یه شروع قدرتمند تر باشه.

-ممنونم فاطمه جان ! ان شاالله که همین طوره...

 

و سپاسگزارم از همه شما عزیزان که دقایقی پای گپ دوستانه ما نشستید.

 

تا نگاه میکنی ، وقت رفتن است

باز همان حکایت همیشگی

پیش از انکه فکر کنی

لحظه ی جدایی تو ناگزیر میشود

ناگهان چه زود دیر میشود !

 

خداحافظ ، همین حالا...

 

+تاریخ پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 9:0 بعد از ظهر نویسنده |


 

بســم الله الـرحمن الـرحیــم

یه سلام ایرونی به تمام ایرونی های مهربون،همراهان دوست داشتنی و همیشگی

رادیو جوانگی

امروز در خدمت شما عزیزان هستیم با یک مسابقه ی جانانه !!

      همراه ما باشید چون امروز قراره حسابی بهمون خوش بگذره.

 

 

بازی اسم فامیل از قدیم الایام از بازی های سرگرم کن و همچین باحال ما بوده!

سه چهار نفر دور هم میشستن و در عین گل گفتن و گل شنفتن بازیشونو میکردن و

اخر سر هم کسی برنده میشد که امتیازش از بقیه بیشتر بود.

حالا از اینا بگذریم که بازی های کامپیوتری و گیم نت ها جای این بازی ها رو گرفتن.

به هر حال ! ما الان دو تا شرکت کننده داریم،که همین جا در کنار من نشستن.

اولین شرکت کننده خودشو برای ما معرفی کنه!

-اول این که سلام عرض میکنم خدمت شما و همراهان رادیو جوانگی...

من نگین بهروزی هستم،16ساله و دانش اموز سال دوم دبیرستانم و

خیلی خوشحالم که تواین مسابقه شرکت کردم.

ممنونم نگین جان و اما شرکت کننده دوم...

-من هم سلام عرض میکنم خدمت شما مجری عزیز و تمام همکاران و مخاطبان رادیو

رادیو جوانگی...مریم نیازی هستم،19 ساله،دانشجوی گرافیک و خیلی خوشحالم 

 که قراره تو این مسابقه شرکت کنم.

متشکرم از تو مریم عزیز...

هر دو شرکت کننده مون جوان هستن و شاد و پرانرژی،حالا باید دید که چه میکنن!

دوستای گلمون ! دستا روی زنگ باشه همین که تموم کردین باید این صدای زنگ تو

گوش ما طنین انداز بشه!

امــــاده؟

-هر دو شـ : بلــــــه

شروع می کنیم با  "ک"

 

...

 

{صدای زنگ شرکت کننده 2}

خب نگین جان تا هر کجا که نوشتی دیگه اشکال نداره ! بگو...

شـ 1:اخه یکی دیگه مونده !

خ م:شیرینی اسم فامیل به همینشه {با خنده} خب مریم جان شروع کن و

نگین هم تا هر کجا که نوشته به ما میگه...

شـ 2: اسم:کامران

شـ 1:کیومرث

خ م:هر دو شرکت کننده 10 امتیاز

شـ 2: فامیل:کامرانی

شـ 1:کامرانی

خ م:هر دو شرکت کننده 5 امتیاز

شـ 2: شهر:کازرون

شـ 1:کرمانشاه

خ م:10 امتیاز

شـ 2: میوه:کیوی

شـ 1:ننوشتم ! {با خنده}

خ م:اشکال نداره!

شـ 2: غذا: کشک و بادمجان

شـ 1:کتلت

خ م: بــه بــه ! ادم دهنش اب میفته ! و باز هم 10 امتیاز

شـ 2: حیوان:کرگدن

شـ 1:کانگورو

خ م: دوباره که نه چند باره 10 امتیاز و در اخر شئ ــِـ این اسم فامیل!

شـ 2:کیف

شـ 1:کفش

بله،مریم نیازی با 10 امتیاز بیشتر برنده این قسمت از مسابقه میشه،اما چون این رقابت جانانه

دو قسمت داره،نگین بهروزی عزیز میتونه تو این قسمت دوباره شانسشو امتحان کنه.

     نگین جان ناراحت که نیستی؟

-نه اصلا ! همین طور که شما هم گفتید میتونم دوباره شانسمو امتحان کنم و

تو این قسمت امتیاز بیارم و اگه هم نشد اشکال نداره ! دیگه بازی اشکنک داره...

سر شکستنک داره ! {با خنده}

ایشالله که هر دوتون برنده ما میشین!

 

امـــاده ! سه...دو...یک ، با  "م"

اسون تر از این دیگه پیدا نمیشه!

 

....

 

{صدای زنگ هر دو شرکت کننده}

باریکلا به هر دو شرکت کننده ! ازالان مشخصه که دوتاشون برنده این برنامه ان!

نا امیدم نکردن!!

این بار از نگین بهروزی شروع می کنیم...

نگین جان ، بسم الله...

اسم:مهتاب

شـ 2:محسن

فامیل:محمدی

شـ 2:مرادی

شهر:مازندران

شـ 2:مشهد

میوه:موز

شـ 2:موز

غذا:مرغ وپلو

شـ 2:ماکارونی

حیوان:ماهی

شـ 2:مرغ

اشیا:میز

شـ 2:موکت

بسیار هم عالی ! به خاطر این که جمع امتیازات هر دو شرکت کننده مون نزدیک به همه،

هیئت همینجوری ما تصمیم گرفتن که هر دوی این عزیزان برنده ی مسابقه ما باشن!

تبریک میگم به هر دوی شما ، نگین بهروزی و مریم نیازی عزیز،

ایشالله که مبارکتون باشه و کیفشو ببرین !

[افکت تشویــــق]

بلـــــه(!) اینم از همراهی دوستان پشت صحنه !

شما همراهان مهربونمون هم می تونین مشخصاتتون رو به 30000881 پیامک کنید،

همکاران ما با شما تماس میگیرن و هماهنگ میکنن که در برنامه حضور داشته باشین،

ایشاالله که یکی از برنده های این برنامه میشین..

.

.

.

به خدا گفتم بیا دنیا رو قسمت کنیم

اسمونش مال من،ابراش مال تو

دریاش مال من،موجاش مال تو

خورشیدش مال من،ماهش مال تو

خدا خندید و گفت:

تو بندگی کن،همش مال تو

 

ساده و صمیمی میگم که:

                                            نگاه حق،نگهدارتون


سردبیر و مجری برنامه:فاطمه مهدی نژاد

تهیه کننده:فرنوش مهدی نژاد

 

+تاریخ دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391ساعت 3:20 بعد از ظهر نویسنده |


امروز اولین روز تحصیلی هفته رو شروع کردیم!

خسته و کوفته آمدیم خـــــانــِـه...

همانطور که مـــُلاحظــــِه میکنید در عالم خواب به سر میبردیم که:

"دَنــــگ دَنــــگ"

شما یک پیامکــــ دارید....لطفن آن را جواب دهید.۲

نام فرستنده: fati

متن:

مدیر سایت جوانه داور قسمت وبلاگه!

یخده ترس افتاد ب جونم! :X

من چند ثانیه پس از خواندن پیامــــک:

 

من پس از آرامش درون :مـــــــّخلصیم مـــــــــــــــــــــــــــــــّــــــــــــدیر جان!

به افتخارش :

مـــّـــدیر مـّــــــــــــــــدیره ... هوهو !!!!

خود مــــّـــــــــــــدیره ... هوهو !!!


به لحظات ملـــــــــــــــــــَـــکوتی داوری نزدیک میشویم !

لطفن آرامش خود را حفظ کنیــــــــــــــــــــــــد .... !

مهرنوش توکلی


برچسب‌ها: پارازیـــت
+تاریخ یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391ساعت 9:10 بعد از ظهر نویسنده |


                    

 

خودت پاسخ بده حرمت شکن رو

خودت مرهم بذار زخم دلــــــم رو

نمک پاش دل زخمی احمــــد

میدونم خیلی سخته زخم لبخند

تو هادی باش برای این تبـــاهی

نداره فاســـــــــــد ارزش جوابی

...

قسم دادم به پهلوی شکسته

هنوز اون سیلی رو یادم نرفته

قسم دادم به تنهایی حیــــدر

دلم پای حسیـــن تو نشسته

...

بذار فریـــــــــــــادم رو دنیا ببینه

میخوام یادت بدم حق روبگویی

یا که پاکی رو از زینــب بجویی

نظر کن این دوازده لالــــه ها رو

هنوزم زنده اند این سال ها رو

...

خجـــــــــــــالــــت میکشــــــــم

حــــرف هــــــای پســـــــــت دار

تو این روز عزیـــــــــز زبون بیارم

منو ببخــــــــــــــش....

هنوزم که هنـــــــــوزه داغ دارم

واســـــه مـــــــــن هرشــــــــب

و

هـــــــر روز جمــــــــعــــه سـت

که بوی عطر فرزندت ببــــــویم

جواب این همه بی حرمتی رو

با فریادم به این عالم بگویــــم

"ش.جمشید پور،ف.خاتمی"


نویسنده:مهرنوش توکلی


برچسب‌ها: محمد پیامبر, ص, پیامبر صلح و دوستی, ما از اهانت به اعتقادات خود نمیگذریم, اینجا ایران است یک کشور اسلامی, جبریل مقیم آستانت افلاک حریم بارگاهت, اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد
+تاریخ جمعه بیست و چهارم شهریور 1391ساعت 8:49 بعد از ظهر نویسنده |